تبليغاتX
برزخ

برزخ

"برزخ جزیره ایست که در وسط اقیانوس عظیمی واقع شده است."

همه ایمانم را نذر آمدنت کردم

.....؟؟

نیامدی ، حالا هیچ چیز ندارم....

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت16:36توسط سارا | |

خداوند شاید فقط یک عصیان است

عصیان ذهن های به بن بست رسیده

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت0:52توسط سارا | |

دوست داشتنی ترین عادت زندگی ام ،

ترکت میکنم.....

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت15:18توسط سارا | |

هزاران بار در خودم می کشمت و تو باز هم 

زنده می شوی در من !

اما این بار آخر است ، چون دیگر فرصتی نیست....

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت19:49توسط سارا | |

بهترین برچسبی که خوردم تو بودی ، به دیوار زندگی 

می چسبانمت و می روم 

من و تو هرگز از یک جنس نبودیم.....

این چیزی بود که دیر فهمیدم ، تو بمان میان 

شادیهای مداوم زندگی

من باید بروم....

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت11:31توسط سارا | |

فقط یه آرزو دارم

ولی نه امکانشو دارم ، نه فرصتش!

لعنت ..........

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت17:16توسط سارا | |

حال آدمی رو دارم که از یه جای خیلی بلند پرت شده ، 

همه استخوناش خرد شدن اما نمرده!!!

خیلی حس بدیه.........

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت13:25توسط سارا | |

بد جور از تو دلگیرم ....

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت1:24توسط سارا | |

دلم شور کسی را می زند که هیچ دلشوره ایی برایم ندارد

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت0:28توسط سارا | |

اگه بفهمی فقط شش ماه فرصت زندگی کردن داری ،

این مدتو چطور می گذرونی؟ چه کارایی می کنی؟

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت13:49توسط سارا | |